شيخ حسين انصاريان

323

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

لا فَرْقَ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ حَبيبِهِمْ . « 1 » همانا براى خدا شرابى مخصوص اوليائش است ، چون بنوشند مست شوند و چون مست شوند خوشحال شوند ، چون خوشى يابند پاكيزه گردند ، چون به پاكيزگى برسند ذوب شوند ، چون ذوب شوند خالص گردند ، چون خالص شوند در مقام طلب برآيند و چون دست به طلب بزنند بيابند و چون بيابند ، وصل شوند و چون وصل شوند بين آنان و حبيبشان فرق و جدايى نماند . اين شراب بصيرت است كه قرآن مجيد آن را صفت انبيا و اوليا مىداند و با اين صفت به تمام كمالات و مقام فناء فى اللَّه رسيدند . ما معمولًا در حالتى هستيم كه از خود به خارج مىنگريم ، مثلًا ديدگان ما در بدن ما قرار دارد ، در زير پيشانى ما و با اين دو چشم به خارج خود نگاه مىكنيم . همچنين حسّ لامسه‌اى كه در بدن ما هست به وسيلهء اين حس ، خارج بدن خود را ، يعنى آنچه بيرون از ما هست ، لمس مىكنيم . راست است كه با چشم‌ها دست و پاى خود را نيز مىبينيم و با اين دست آن دست را لمس مىكنيم ، به اعضاى تن خودمان هم مىنگريم و با دست لمس مىكنيم ، امّا غالباً چنين است وقتى كه با اين حواسّ به اشياى خارج از خود مىنگريم ، حكم چراغى را داريم كه نورش پرتو مىافكند به محيط و پيرامونش ، همچنين با قوّهء خيال و با قوّهء وهم و با قوّهء عاقله كه اينها هر كدام مرتبه‌اى از ادراكات باطنى ما هستند ، با اين قواى ادراكيّه هم غالباً به خارج از خود مىنگريم و آنچه را كه بيرون از ما هست به آسانى هم مىتوانيم مورد نظر و ادراك قرار بدهيم . مثلًا ما آدم‌ها به آدم‌هاى ديگر به خوبى نظر مىكنيم و در مورد آنها نيكو دقّت مىكنيم ، گفتار پسند و ناپسند آنها را ، رفتار نيك و بد آنها را ، خوب از يكديگر باز

--> ( 1 ) - التحفة السنية : 86 ؛ شرح الاسماء الحسنى : 1 / 198 ؛ جامع‌الاسرار : 205 ؛ نقدالنقود ؛ 676 ؛ كلمات مكنونه ، فيض : 35 .